تبليغاتX
موسیقی یعنی عشق
موسیقی یعنی عشق
پنجشنبه سی ام فروردین 1386 2:31
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:34
این بخش مربوط به هارمونی و سلفژ میشه ...
۴ بخش صدايی
محدوده صدايي انسان امروزه براي خواندن به چهار بخش صدايي تقسيم ميشود. به طوريكه اين بخشها به بخشبندي صداي سازها نيز تعميم داده شده اند.
اين چهار گروه به ترتيب از بمترين به يزرترين عبارتند از:

1- صداي بم مردان يا همان باس
2- صداي زير مردان يا تنور
3- صداي بم زنان يا آلتو
4- صداي زير زنان يا سوپرانو

هركدام از اين 4 بخش ، محدوده خاصي از نتها را در برميگرد.بطوريكه در مجموع كل نتهاي روي دو كليد فا و سل حامل را در بر ميگيرند.البته صداي خواننده ها (چه كرال و چه وكال ) معمولا محدود به يك بخش صدايي نميشود و بسته به توانايي او قسمتي از دو و يا نهايتا 3 بخش را در بر ميگيرد( با استفاده از شيوه هايي مثل سلفت خواني). معمولا آقايان در خواندن بخش سوپرانو و خانمها در اجراي بخش باس نقشي ندارند.البته اصول سولفژ فرقي ندارد.يعني براي آموزش سولفژ فرقي ندارد مربي شما داراي چه بخش صدايي باشد.

اين چهار بخشي بودن صدا ، در علم هارموني كاربرد كاملي پيدا ميكند بطوريكه شما براي هارمونيزه كردن يك ملودي در حقيقت بايد آكورد هايي با چهار نت واقع در 4 بخش صدايي را بنويسيد.حتي اگر آكورد هاي شما 3 صدايي باشند شما در موسيقي كلاسيك بايد آكوردهاي 4 صدايي بنويسيد كه نت چهارم در حقيقت اجراي مجدد يكي از آن سه نت است و يا در آكورد هايي با 5 يا 6 نت مختلف بعضي از نتها حذف ميشوند كه انتخاب آن خود مقوله اي گسترده در هارموني است.در مورد نت نويسي براي سازها هم از اين تقسيم بندي براي انتخاب كليد حامل مربوطه استفاده ميشود.

در آهنگهاي با كلام امروزي ديده ميشود كه اكثرا خواننده كرال نقش همخواني را همراه خواننده اصلي ايفا ميكند و اين در حاليست كه در تنظيمات اصوليتر خواننده كرال همانند يك ساز بسيار قوي نتها را با آواهاي مخصوص (بسته به نظر تنظيم كننده) اجرا ميكند و چنين تنظيمي امكان نوشتن نت را براي كرال و ساير سازها بصورت كنترپوانيك ايجاد ميكند كه از زيباترين كارهاي ممكن در موسيقي است.مثلا كنتر پوانهايي كه در موسيقي براي كر و گروه زهي نوشته ميشوند از زيباترين شگرد ها در موسيقي است.
گروه كر همنفسترين عنصر با كل آهنگ در يك قطعه موسيقي است. زير اولا خود را درگير كلمات نكرده و نتها را براي نت بودن آنه اجرا ميكندنه براي رساندن يك شعرو ثانيا تنها ساز جاندار يك گروه موسيقي است.

البته در اين مقوله بحث هاي بسياري وجود دارد كه دوستان ميتوانند آنرا در كتاب هايسلفژ، تئوري موسيقي و يا هارموني يافت مثلا اينكه در گذشته اين محدوده ها به قسمتهاي بيشتري تقسيم ميشده كه محدوده صدايي باريتون از جمله آنها بوده و....



نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:28
پاپ ـ فلامینکو ؟
يكي از بحث انگيز ترين موضوعات در بين گيتاريست ها بحث تفاوت سه سبك پاپ ، پاپ فلامنكو(new flamenco) و فلامنكو ميباشد . البته اگر بخواهيم اين موضوع را خلاصه تر بيان كنيم ، در حقيقت اختلاف اين عده بر سر وجود داشتن سبكي بنام پاپ-فلامنكو ست.
من در زير تنها نظر شخصي خودم را نسبت به اصل اين مسئله مينويسم و حال هركدام ازتعاريف ميتواند دستخوش تغير و يا تركيبي شود:
سبك پاپ : واضح است كه در اجرا آهنگ گروه اركستر وجود دارد ، پارتيتور ها بر اساس تئوريات موسيقي كلاسيك تنظيم ميشوند.خواننده ميتواند وجود داشته باشد يا موسيقي بي كلام باشد.در اين سبك نوازنده گيتار كلاسيك براي اجرا از مضراب يا پيک استفاده ميكند.
سبك فلامنكو : آهنگها در گامها و دستگاههاي اصيل اسپانيا و فلامنكو ساخته ميشوند.ميتوان خواننده داشت يا خير.تكنيكهاي نوازنگي بروي انگشتها استوار است و صد البته روشهاي اجرايي خاص خود را دارد.سازبندي پايه و اصلي و نيز سلوليست كار نيز ، گيتار ميباشد.كه براي جزييات بيشتر ميتوانيد با وبلاگ خوب الحمرا سري مراجعه كنيد.
سبك پاپ-فلامنكو :سبكي است كه در سالهاي نه چندان دور بوجود آمده و آن در حقيقت اجرا قطعات پاپ با اركستري كه بر مشهود بودن گيتار تكيه دارد ، ميباشد.گروه تكيه زيادي بر استفاده از گيتار دارد و ضمن اينكه تكنيكهاي نوازندگان چنين گروهي ، تكنيكهاي نوازندگي سبك فلامنكو ميباشد.باز هم وجود داشتن خواننده در كار بسته به آهنگساز دارد.گامها اكثرا گامهاي موسيقي كلاسيك است ولي خوب گهگاه ناخنكي نيز به دستگاههاي فلامنكو زده ميشود.اين كار در بعضي گروه ها مثل جيبسي كينگز بيشتر و در بعضعي ها مثل كارهاي آقاي اوتمار ليبرت كمتر ديده ميشود.البته اگر بخواهيم اين مطلب بيشتر ادامه دهيم ميتوان روي تاثير پذيري هاي مختلف سبكها از هم خصوصا پاپ- فلامنكو و جز از هم بحث هاي فراواني كرد كه در اينجا جايش نيست.

البته امروزه ديده ميشود كه حتي در كارهاي پاپ نيز آهنگساز و يا تنظيم كننده صداي اجراي انگشتها را بيشتر از صداي پيك يا مضراب ميپسندد.كه اينكار كاملا سليقه اي است و يا اينكه
ديده ميشود نوازنگان كلا براي سبك پاپ استفاده از انگشتها را بدلايل مختلف - از قشنگي حالت دست گرفته تا توانايي بيشتر - ترجيح ميدهند.
به نظر من آنجه مهم است اجراي درست ، زيبا و مطلوب براي نوازنده ميباشد.حال در شرايطي كه ما اينهمه نياز به تمرين در اجرا داريم بحث و دعوا سر سبك كار واقعا بيهوده است.چنانكه
همچين بحثهايي در موسيقي راك نيز بسيار ديده ميشود كه در مورد اين اختلافات آقاي سروش در وبلاگ موسيقی و فلسفه صاحب نظر هستند .
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:21
علم كنترپوان در موسيقي

اكثر كساني كه در ايران سازي را در سبك كلاسيك آن كار ميكنند , مثل پيانو و يا گيتار
كلا با تئوري موسيقي رابطه جنداني برقرار نميكنند و يا كساني كه گيتار را در سبك پاپ آن هم كار ميكنند بيشتر با مبحث هارموني يا همان مباحث مربوط به آكورد ها سروكار دارند.
اما يكي از علومي كه در موسيقي كاربرد بسيار دارد و متاسفانه جوانان ما در موسيقي كمتر به آن توجه دارند , علم كنترپوان در موسيقي است.
كنتر پوان علمي است كه در مورد حركت هاي موزون و متناسب ملودي هاي مختلف , روي هم بحث ميكند.مثلا دوملودي مختلف در يك آهنگ كه يكي بوسيله ويلن سل اجرا ميشود ويكي بوسيله ويولن.در عين اختلاف خود ملدي ها , حركتهاي موزون آنها باعث ايجاد يك هماهنگي زيبا ميشود و آنوقت است كه گوش حساس به دنبال ملودي مطلوب خود حركت ميكند و قدرت تفكيك را در گوش چند برابر مينمايد.
متاسفانه خيلي از موسيقي كارها حتي در صورت داشتن علم كنترپوان , از آن استفاده مفيد و زياد نميكنند كه اميد است اين نقيصه رفع شود.
از جمله كتابهايي كه ميتوان براي آشنايي با اين علم نام برد , كتاب -كنترپوان مدال- ميباشد.
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:18
در مورد گام ها قبلا براتون مطب نوشته بودم ولی حیفم اومد این مطب رو ننویسم . خوندنش خالی از لطف نیست .
 
چه گامي براي چه نوع آهنگي خوب است؟
سلام
چندی پيش مطلبی نوشتم در مورد گام.هدف اين بود که يک آشنايی با آن پيدا کنيد تا مطلبی جالب را برايتان بگويم.
طبق تحقيقات روسهاآهنگهای مختلف در گامهای مختلف بواسطه داشتن نتهای مختلف و نتيجتا داشتن فرکانسهاي مختلف تاثيرات متفاوت بر مغز و قلب انسان ميگذارند.طوری که ميتوان گفت بعضی گامها معمولا غمگين بعضی ديگر شاد و... هستند.
البته کلا گامهای ماژور از گامهای مينور تاثير شادتری دارند و مينورها غمگين ترند.در بين خود ماژور ها - دو ماژور حس خاص تر و شادتری دارد. ر ماژور گام ماژوری است که ميتواند بيانگر غمها نيز باشد. می ماژور گام استواری است والبته ميتواند برای بيان جدايی ها بکار رود.
لا ماژور برای شکوه کردن استفاده های زيادی داشته.

در مينورها سی مينور غم شيرين دارد و حتی اگر آهنگ ريتميک هم باشد باز ميتواند بيانگر غم خفيفی باشد.مثلا لا مينور غمش بيشتر است و ميتواند اندوه داشته باشد. می مينور برای کارهای معمولی تر يا تعريف داستان يا بيان جدايی ها کاربرد مطلوبی دارد.ر مينور برای بيان حزن خفيف و شادی های کودکانه جواب خوبی داده است.
گام های سل معمولا سرکش ميباشند و گام فا نا آشناتر برای گوش.
صد ابته نوع ملودی و تنظيم اجرا شده تعيين کننده اساسی حس آهنگهاست.و نيز ساز بندی آهنگ تاثير بسزايی روي کار دارد.اما از انتخاب صحيح گام صرف نظر از توانايی های سازها و خواننده نبايد غافل شد.

مطالب بالا به نقل از يک کتاب موسيقی روسی بوده است.وشخص خمود من که بسياری از آنها راتجربه کرده ام و يا بکار گرفته ام
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:13
گام در موسیقی

سلام
يكي از اصليترين مفاهيم در موسيقي بحث مد يا همان گام ميباشد.همه ما كه در موسيقي دستي داريم كلمه گام را شنيده ايم اما چقدر با مفهوم آن آشنايي داريم.
براي فهم راحت گام از بحث موسيقي بياييم بيرون و به دنياي ادبيات سري بزنيم.در ادبيات قالبهاي مختلف شعري داريم كه هر كدام قوانين سرايش خاص خود را دارند.تعداد ابيات ، طرز قرار گرفتن قافيه و رديف ، حتي مضمون و حس آن قالب قابل پيش بيني ميباشد.
گام در موسيقي براي يك آهنگ مثل قالب شعر در ادبيات براي يك شعر است.هر گام داراي قاعده ساخت معلوم ،نت ابتدا وانتهايي معلوم ، مجموعه نتهاي معلوم و به طبع آن آكوردهاي معلوم ميباشد. در نتيجه شما با دانستن گام يك آهنگ نام نتهاي استفاده شده در آن و آكوردهاي احتمالي موجود در آهنگ را خوهيد دانست كه اين همان پايه كار در بداهه نوازي موسيقي نيزميباشد.
البته معلوم است در محدوديت ها و ساير خصوصيات كاملا عين هم نيستند اما بنظر من اين راحترين راه براي فهم گام است.

به عنوان مثالي براي موارد غير مشابه : مثلا شما در ادبيات نمتوانيد نيمي از شعر خود را قصيده بگوييد و نيمي ديگر را غزل ،اما در موسيقي در ميان آهنگ ميتوان گام را عوض كرد (مدولاسيون).

در موارد مشابه : مثلا غزل معمولا مضمون عاشقانه دارد ودر موسيقي نيز معمولا گام سي مينور گام خوبي براي آهنگهاي عاشقانه است.(در رابطه با اينكه هر گامي براي چه حسي خوب است در آينده خواهم نوشت).

گامها در موسيقي مثل سبد هاي پر از خوراكي هستند كه معمولا وقتي انتخاب ميشوند تنها مجازيم از خوراكيهاي داخل آن سبد بخوريم ، اين سبد ها داراي خوراكيهاي مشترك ويا متفاوت هستند ، بعضي وقتها از روي سليقه خاص خود ، ناخنك هايي به ساير سبد ها هم ميزنيم.بعضي وقتها هم آنقدر خوراكي خودمان خوشمزه و كافي است كه اينكار را نميكنيم.هر سبد اسم و ويژگي خاص خود را دارد و البته طعم مخصوص خود.

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:9
تنظيم در موسيقی چيست؟
سلام
شايد خيلي از كساني كه موسيقي گوش ميدهند ندانند كه تنظيم در موسيقي چيست و تنظيم كننده كيست!

بطور كل در شكل گيري يك آهنگ سه دسته فرد يا افراد شركت دارند:

آهنگساز بعنوان خالق ملودي اصلي آهنگ كه حتي ميتواند هيچ گونه تحصيلات مويسقي و يا آشنايي به تئوري موسيقي هم نداشته باشد. وي ميتواند ملودي اصلي را روي يك ساز بسازد و بنوازد و يا فقط آنرا بخواند يا زمزمه كند.ملودي را در قالب يك موسيقي بدون كلام زمزمه كند و يا آنرا روي شعري بخواند.خلاصه او فقط خالق ملودي اوليه بر اساس حس خود ميباشد.البته او ميتواند موسيقي دان و حتي تنظيم كننده هم باشد كه در آنصورت كار خيلي راحتر ميشود.

اما تنظيم كننده ، اوكسي است كه وظيفه رنگ آميزي نتهاي اصلي ملودي آهنگساز را بر عهده دارد.او بايد كاملا با علم موسيقي و تئوريات پيشرفته موسيقي آشنا باشد. به قابليت اجراي انواع سازها و حس و روح صداي آنها آشنا باشد. از علومي مثل كنتر پوان و هارموني در موسيقي كاملا مطلع و داري مهارتهاي عملي دربكار گيري آنها در آميزش نتها باشد.در كل او كسي است كه وظيفه نوشتن و آماده كردن تمام نتهاي آهنگ براي هركدام از سازها انتخابي(توسط خودش يا آهنگساز) و نيز حفظ هماهنگي تمام اين نتها وحس و حال آهنگ و در كل ايجاد تركيبي زيبا از نتها و صداها و تكنيكهاي مختلف را بر عهده دارد و به نظر من اوست كه ميتواند يك ملودي ساده را به زيباترين حالت به گوش ما برساند و يا يك ملودي زيبا را بسيار ساده و حتي تكراري نشان دهد.

ودر آخر نوازندگان هستند كه نتهاي توليد شده را با سازهاي مختلف خود مينوازند و شما حاصل كار آهنگساز و تنظيم كننده را ميشنويد .
از اونجایی که من خودم اهنگسازی و تنظیم می کنم سعی می کنم در اینده بیشتر در این مورد مطلب بدم .
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:5
ضبط آهنگ در استوديو. چگونه است؟
سلام و درود ...

براي ضبط يك آهنگ در استوديو اصل بر اين است كه صداي هر سازي بطور جداگانه
ضبط ميگردد و در انتها همگي باهم ميكس ميگردند.
معمولا ابتدا صدا مترونوم آهنگ كه ميتواند بوسيله يك سينتي سايزر هم توليد شود ضبط
ميگردد.سپس بسته به نوع سازبندي و تنظيم آهنگ ابتدا صداي ساز پايه مثل درام ضبط ميگردد
در اين مرحله نوازنده درام تنها نتهايش را پيش رو دارد ، ضمن اينكه صداي مترونوم را از
درون هدفوني ميشنود تا سرعت اجراي آهنگ را از دست ندهد.
پس از آن نوازنده بعدي كه ميتواند گيتار باس يا پيانو باشد نتهايش را مينوازد ،ضمن اينكه علاوه
بر مترونوم ميتواند صداي درام را هم بشنود.
بهمين ترتيب هر نوازنده هنگام اجرا ميتواند كارهاي ضبط شده قبلي را از درون هدفوني بشنود.
البته او صداي ساز خودش را هم همرام ساير سازهاي ضبط شده درون هدفون دارد و دليل استفاده از هدفون هم اين است كه روي هر تراك در حال ضبط تنها يك صدا ضبط گردد تا در صورت اشتباه نوازنده لطمه اي به ساير صداهاي ضبط شده نخورد و نيز در هنگام ميكس و تنظيم شدت صداها دست آهنگساز باز باشد. با اين روش صداهايي كه پخش ميشوند ،دوباره ضبط نميگردند.
البته بعضي وقتها ممكن است هنگام ضبط سازهاي زهي و يا گروه هاي كر بزرگ صداي يك گروه با هم ضبط گردد كه اينكار نياز به تمرين و توانمندي اعضاي آن گروه دارد.
در حين ضبط ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) همواره بايد شش دانگ كه هيچ بلكه ششصد دانگ خود را جمع كنند و مراقب اجراي صحيح ، تميز، به موقع و مطلوب نتها باشندو در صورت بروز اشتباه از جانب نوازنده ،آن قسمت را دوباره صدا برداري كنند.
در حالتيكه آهنگ با كلام باشد حال نوبت خواننده فرا ميرسد و او با شنيدن كل اثر، روي آن ميخواند. اودر هدفون خود هم آهنگ را ميشنود و هم صداي خودش را. طبق خواسته او ميتوان بلندي صداها را تغيير موقت داد يا آنهارا حذف كرد تا عمل خواندن براي او راحتر گردد.
باز هم ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) و صدا بردار بايد موظب كوك بودن لحظه به لحظه
خواننده با آهنگ باشند و در صورت داشتن فالشي ، ضبط دوباره و دوباره انجام شود.

مرحله آخر توليد، ميكس است. در اين مرحله ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) و صدابردار
كل كار را گوش ميدند و مقدار بلندي صداي هر ساز را در هر قسمت از آهنگ تعيين ميكنند.
Effect هاي صوتي لازم مثل اكو ، طنين و ... را آزمايش و نسخه اصلي آهنگ را ضبط ميكنند.

بله ، در استوديو هر ساعت بسرعت تنها يك ثانيه ميگذرد اما آهنگساز به اندازه يك سال پير ميشود.

و البته در ايران اينجا تازه شروع بدبختي هاست.........!!!!!!!!!!!!!؟؟؟
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 12:2
يه تحقيق در رابطه با موسيقی!
تحقيقات تازه در آمريکا نشان داده که دليل در خاطر ماندن برخی آهنگها و ترانه ها اين است که باعث "خارش" مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود.
در آلمان، اين نوع آهنگها که به "کرم گوش" معروفند معمولاً دارای مضمونی شاد و ترجيع بندی تکرار شونده اند و حالتی ميان گيرا و عصبی دارند.
به گفته پروفسور جيمز کلاريس از کالج مديريت تجاری دانشگاه سينسيناتی آمريکا، آهنگهايی مانند "وای ام سی ای" اثر گروه "مردم روستا" (Village People)، "ماکارينا" اثر "لوس دل ريو" و "چه کسی سگها را ول کرد" (Who Let The Dogs Out) اثر "باها من" را از جمله اين دسته آهنگها می داند.
پروفسور کلاريس به بی بی سی گفت: "خارش ذهنی استعاره ای است برای توضيح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هيستامينها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن توليد می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند."موذی و گوشخراش.
به گفته وی تنها راه خاراندن اين خارش ذهنی اين است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنيم.
پروفسور کلاريس نتايج اوليه تحقيقات خود درباره "کرم گوش" را در همايشی در زمينه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقريباً همه انسانها گاه و بيگاه دچار خارش ذهنی می شوند.
او گفت: "در طول مطالعات دريافتم که نود وهفت تا نود ونه درصد جمعيت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسيب پذيرند، اما مسلماً برخی از مردم آسيب پذيرتر از سايرينند؛ زنان معمولاً بيشتر در معرض آنند و موسيقيدانها بيش از ساير افراد دچار آن می شوند."
اين تحقيقات بخصوص برای صنعت موسيقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنين برای توليدکنندگان آگهي های تجاری جالب است که معمولاً برای فرو کردن نامهای تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گيرا و کوتاه استفاده می کنند.
کريس اسميت که حرفه اش تصنيف چنين قطعاتی است می گويد هم در توليد آگهی و هم آهنگهای پاپ بايد قطعه ای ساخت که وقتی شنيده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود.
به گفته وی، يکی از عناصر اصلی کرم گوش، عنصر تکرار است و حفظ نغمه ای با محتويات متغير و گوناگون آسان نيست.
کريس اسميت کرم گوش را برای مقاصد نغمه ای می دانند که مردم بتوانند سريع حفظ کنند و همانطور که در خيابان قدم می زنند تکرار کنند، البته به قيمت خرد شدن اعصاب بقيه مردم.
زدودن کرم گوش.به گفته آقای اسميت، حتی بزرگترين موسيقيدانها هم از کرم گوش رنج برده اند؛ برای مثال، فرزندان موزارت عادت داشتند زير اتاق او شروع به نواختن آهنگی روی پيانو کنند اما پيش از پايان آهنگ دست از نواختن بکشند که اين کار موزارت را "ديوانه" می کرد، تا آنجا که به طبقه پايين می دويد و قطعه را تمام می کرد چون نمی توانست به قطعه ای ناتمام گوش کند.
پروفسور کلاريس می گويد تحقيقات او نشان داده است که هيچ معياری برای ايجاد کرم گوش وجود ندارد و واکنش آدمها به نغمه های مختلف متفاوت است.
به گفته وی، زدودن چنين آهنگهايی از مغز هيچ تضمينی ندارد، هرچند برخی از مردم ادعا می کنند اگر آهنگ را تا به آخر گوش کنيد گاه مؤثر است و آهنگ را از ذهن خارج می کند.


نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 11:57

اگر بخواهيم آموزش موسيقي را به روش صحيح انجام بدهيم كار مشكلي است.

در انتخاب معلم موسيقي تان هوشيار باشيد .

ويژه‌گي‌هاي يك معلم خوب موسيقي 

۱. يك معلم موسيقي خوب بايد در رشته تخصصي خود متبحرباشد .

 ۲.معلم يك ساز تخصصي بايد حد اقل ۱۵ سال سابقه نوازندگي در آن ساز را داشته وبا  تكنيكهاي نوازندگي آشنا بوده و با بزرگان موسيقي آشنا و در عين حال به تئوري و هارموني و به طور كلي دروس اصلي موسيقي مسلط باشد.

 ۳. قادر به برقراري ارتباط روحي با هنرجو بوده و  با روانشناسي آشنا باشد.

۴.در زمينه ساز  تخصصي خود اطلاعاتش به روز بوده و اين اطلاعات را در اختيار هنرجو بگذارد.

(اطلاعاتي از قبيل تكنيكهاي جديد،تئوريهاي جديد،آشنائي با موسيقيدانهاي جديد در سطح جهاني)

۵.تدريس را دوست بدارد و از روي اجبار درس ندهد  . آموزش موسيقي هديه شگفت آوري است در حقيقت يك موسيقيدان كه هنرش را آموزش ميدهد هداياي خود را با هنرجويانش تقسيم مي كند .

۶. یک معلم خوب باید دارای انگیزه باشد وروحیات هنرجو را تشخیص داده درک نموده و در او ايجاد انگيزه كند . 

۷. نسبت به هنرجو و آموزشي كه ارائه ميدهد احساس مسئوليت كرده و آنچه ميداند به هنرجو بياموزد و در آموزش خود سستي نكند به عنوان مثال يك معلم ساز بايد قادر باشد تكنيكهاي نوازندگي را به طور صحيح آموزش داده وضعيت تكنيكي هنرجو را در مقاطع مختلف بررسي كند .

 

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 11:52

Wolfgang Amadeus Mozart

قدرت موسيقي موتسارت،از طريق پژوهشهاي نوآورانه‌ي‌دانشگاه كاليفرنيا،در اوايل سال ۱۹۹۰،به طور گسترده‌اي مورد توجه عموم واقع شده است.در مركز تحقيقات عصب شناسي يادگيري و يادآوري در ايرواين،يك گروه تحقيقاتي،اثرات موسيقي موتسارت را بر روي دانشجويان كالج و كودكان مورد بررسي قرار داد.در اين پژوهش ،سي و شش دانشجوي دوره ليسانس بخش روانشناسي ،در آزمايش هوش تجسمي،بخشي از تست هوشي بنيه و استانفورد شركت كرده و پس از شنيدن قطعه‌‌‌‌‌‌‌‌ي ‌(سونات براي دو پيانو)موتسارت،هشت تا نه امتياز بيش از تست قبلي كسب كردند.اگر چه تاثير اين امر بيش از ده تا پانزده دقيقه دوام نيافت؛اما تيم پژوهشي به اين نتيجه رسيدند كه ارتباط ميان موسيقي و هوش تجسمي،بسيار قوي است؛كه حتي با شنيدن موسيقي،اين تفاوت آشكار مي‌گردد.

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 11:49
با سلام خدمت دوستان عزیز . امروز قصد اموزش سلفژ رو براتون توضیح بدم . منتظر درسهای بعدی باشید .

در اين قسمت سعي داريم موسيقي اوازي را بطور علمي بياموزيم موسيقي اوازي داراي قوانين خاصي است كه به ان سلفژ ميگويند در واقع اموختن سلفژ پيش نيازش دانستن كامل و دقيق تئوري موسيقي است بنابر اين ما در اينجا با اين پيش فرض اموزش سلفژ را اغاز ميكنيم كه دوستان را داراي علم كامل تئوري موسيقي ميدانيم .

تعاريف كوتاهي از سلفژ:

الف:مهمترين عاملي كه  به معناي اعم ، پايه و اساس جدي در اموزش موسيقي به شمار ميرود سلفژ است كه از دو قسمت عمده تشكيل ميشود :

1- قسمت عملي    2- قسمت نظري 

قسمت عملي شامل خواندن و تلفظ نتها به شكل اوازي و به شكل وزن خواني است و قسمت نظري شامل شناخت كليه علامتها و قواعدي است كه در طي قرنها به منظور اجراي دقيق موسيقي به تدريج ابداع شده و تكامل يافته است تا بتوان شناخت هنري را كه واقعيتي دروني است و بيشتر جنبه عاطفي دارد با اين علامتها و قواعد به شناخت علمي تبديل كرد.

ب : تقسيمات صداي انسان

1- سوپرانو :صداي زير زنانه 

2-متسو سوپرانو : صداي متوسط زنانه 

3-كنترالتو : صداي بم زنانه

4- تنور : صداي زير مردانه 

5- باريتون : صداي بم يا صداي متوسط مردانه

6- باس : صداي بم مردانه و بهترين صداي مردانه 

يك تمرين ساده:

در پايان بخش اول درس يك تمرين ساده را در نظر گرفته که

نت گرد دو را اجرا ميكنيم و صداي خود را تا پايان چهار ضرب پا حفظ ميكنيم دقت كنيد كه چهار ضرب بايد با هم مساوي باشد .

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 11:25

دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 12:12
با سلام خدمت برو بچ . امیدوارم از مطالبم استفاده کرده باشید . از امروز سعی می کنم با مطالب متنوع تر در قالب موسیقی و ساز های مختلف در خدمت تون باشم . از اونجایی که ساز تخصصی من کیبورد هست اگه سوالی داشتید در خدمت هستیم .

امروز میخوام ویژگیهای احساسی گامها را براتون بگم :

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.

مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید.

F Major : ادب، خوش رویی و آرامش.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد.

A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن.

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 17:48
نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 17:47

شاید دوست داشته باشید بدونید واژه موسیقی از کجا اومده :

لفظ موسیقی از واژه ای یونانی و گرفته شده از mousikaومشتق از کلمه ی museمیباشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان میباشد. موز به معنی رب النوع است و مانند پسوند(یک)در کلمات کلاسیک و رمانتیک ودراماتیک و .... پسوند نسبت و منسوب است اما در لفظ فرانسوی به پیشوند تبدیل میشود مثل: موزیکو_موزیقو  و  موزیقان یا موزقان و همچنین شکل یافته ان در تلفظ فارسی به مزقان (مزغان) و مزغانجی به معنی موزیک و موزیکچی یا مطرب و نوازنده ساز میباشد .

کلمه ی موسیقی طبق گفته ها از قرن سوم هجری در ایران رایج شده و حکما ی قدیمی معتقد بودند که موسیقی معلول صداهای ناشی از تحرک و جنبش افلاک است و موسیقی علم تاءلیف الحان و ادوار و نغمات میباشد .

به هر صورت موسیقی را هنر بیان عواطف و احسا سات به وسیله ی اصوات گفته اند و مهمترین عامل ان را صدا و وزن ذکر نموده اند .

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 17:21

 

فواصل

هرچه نوسان یک نت در موسیقی بیشتر باشه صدا زیر تره و درحامل بالا می ره وبر عکس.پس بین دو نت (مثلا سل ولا)باید اختلافی از حیث عده نوسانها باشه و چون سل در حامل از لا پاینتر قرار میگیره صدای سل از لا بم تره و در نتیجه عده نوسانهای اون در ثانیه کمتره.

در واقع به اون چیزی که وسیله امتیاز صدای سل ولا میباشد یا به اصطلاح دیگه اختلاف نوسا نهای این دو نت در موسیقی میشه فاصله گفته میشه و هرچه این تفاوت بیشتر باشه فاصله بین دو نت بزرگتر و برعکس هر چه این تفاوت کمتر باشه فاصله کوچیک تره.

نت های موسیقی رو حتی وقتی دنبال هم بنویسیم از حیث فاصله اختلاف دارند.مثلا فاصله بین می و فا مختلفه. بین هفت نت موسیقی فاصله بین (می و فا)و (سی و دو)نصف فاصله بین (دو و ر) و (ر و می) و (فا و سل) و (سل و لا) و (لا و سی)است.به این جهت فاصله بین (می و فا) و (سی و دو)در اصطلاح موسیقی نیم پرده و فاصله بین سایر نتها رو یک پرده یا پرده میگیم.

 

علامات تغیر دهنده:

علاماتی هستند که قبل از نت ها گذاسته میشه و صدای اونها رو تغیر میده یعنی زیر تر یا بم تر میکنه. به این علامات دیز و بمل گفته میشه.

دیز:صدای نت رو نیم پرده بالا میبره(زیرمیکنه)

مثلا: فاصله بین نت فا تا سل یک پرده است.به فاصله بین فا تا سل چون نت فا به سمت بالا رفته (فا دیز)گفته میشه.دیز رو در زبان موسیقی با علامتی به این شکل نشون میدن.(#)پس فادیز به این صورت نوشته میشود(F#).

 

بمل:صدای نت رو نیم پرده پایین میاره.(بم میکنه)

مثلا: فاصله بین نت فا تا سل .اگه سل نیم پرده پایین بره به اون نت سل بمل گفته میشه.یعنی سل بمل همون فادیزه. بمل رو تو موسیقی با یه(b)نشون میدند.سل بمل=(Gb).

علامات تغیر دهنده جلوی تمام نت ها واقع میشند.

امیدوارم تا اینجای مطلب رو متوجه شده باشید.من تا اونجایی که می شدصریح وخلاصه توضیح دادم.این مطالب برای کساییه که موسیقی رو تازه شروع کردند اما واسه کسایی که حرفه ای موسیقی رو دنبال میکنند اگر مشکل ضبط آهنگهاشونو دارند یا میخوان کارشونو میکس کنند من نرم افزار میکس وافکت گذاری ADOBE AUDITION یا (COOL EDIT) که هر دو یه نرم افزاره رو پیش نهاد میکنم .

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 17:16

 

فواصل

هرچه نوسان یک نت در موسیقی بیشتر باشه صدا زیر تره و درحامل بالا می ره وبر عکس.پس بین دو نت (مثلا سل ولا)باید اختلافی از حیث عده نوسانها باشه و چون سل در حامل از لا پاینتر قرار میگیره صدای سل از لا بم تره و در نتیجه عده نوسانهای اون در ثانیه کمتره.

در واقع به اون چیزی که وسیله امتیاز صدای سل ولا میباشد یا به اصطلاح دیگه اختلاف نوسا نهای این دو نت در موسیقی میشه فاصله گفته میشه و هرچه این تفاوت بیشتر باشه فاصله بین دو نت بزرگتر و برعکس هر چه این تفاوت کمتر باشه فاصله کوچیک تره.

نت های موسیقی رو حتی وقتی دنبال هم بنویسیم از حیث فاصله اختلاف دارند.مثلا فاصله بین می و فا مختلفه. بین هفت نت موسیقی فاصله بین (می و فا)و (سی و دو)نصف فاصله بین (دو و ر) و (ر و می) و (فا و سل) و (سل و لا) و (لا و سی)است.به این جهت فاصله بین (می و فا) و (سی و دو)در اصطلاح موسیقی نیم پرده و فاصله بین سایر نتها رو یک پرده یا پرده میگیم.

 

علامات تغیر دهنده:

علاماتی هستند که قبل از نت ها گذاسته میشه و صدای اونها رو تغیر میده یعنی زیر تر یا بم تر میکنه. به این علامات دیز و بمل گفته میشه.

دیز:صدای نت رو نیم پرده بالا میبره(زیرمیکنه)

مثلا: فاصله بین نت فا تا سل یک پرده است.به فاصله بین فا تا سل چون نت فا به سمت بالا رفته (فا دیز)گفته میشه.دیز رو در زبان موسیقی با علامتی به این شکل نشون میدن.(#)پس فادیز به این صورت نوشته میشود(F#).

 

بمل:صدای نت رو نیم پرده پایین میاره.(بم میکنه)

مثلا: فاصله بین نت فا تا سل .اگه سل نیم پرده پایین بره به اون نت سل بمل گفته میشه.یعنی سل بمل همون فادیزه. بمل رو تو موسیقی با یه(b)نشون میدند.سل بمل=(Gb).

علامات تغیر دهنده جلوی تمام نت ها واقع میشند.

امیدوارم تا اینجای مطلب رو متوجه شده باشید.من تا اونجایی که می شدصریح وخلاصه توضیح دادم.این مطالب برای کساییه که موسیقی رو تازه شروع کردند اما واسه کسایی که حرفه ای موسیقی رو دنبال میکنند اگر مشکل ضبط آهنگهاشونو دارند یا میخوان کارشونو میکس کنند من نرم افزار میکس وافکت گذاری ADOBE AUDITION یا (COOL EDIT) که هر دو یه نرم افزاره رو پیش نهاد میکنم .

نوشته شده توسط وحید | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: وحید & Designer: Hessam Sedaghati